مقاله اصول مدیریت و سرپرستی در واحد های صنعتی

مدیریت و سرپرستی واحد های صنعتی

مقدمه

یکی از مسائل بسیار مهمی که امروزه در فرآیند استراتژیک سازمانهای صنعتی بزرگ جهان جایگاه ویژه ای را بخود اختصاص داده است مسئله برنامه ریزی نیروی انسانی است.

مسئله برنامه ریزی نیروی انسانی از چند دیدگاه قابل بررسی و علاقه است:

۱-از دید اهداف سازمانی، هرچه برنامه ریزی نیروی انسانی در یک سازمان سنجیده تر و دقیق تر انجام شود تحقق اهداف سازمانی را تسهیل میکند.

۲-از نظر صرفه جویی در هزینه ها برنامه ریزی صحیح نیروی انسانی عاملی موثر در جهت محدود کردن هزینه ها است.

۳-از نظر استفاده از توانائیهای بالقوه انسانی در سازمان برنامه ریزی نیروی انسانی عاملی موثر و برانگیزاننده میباشد.

بقول یکی از کارشناسان مدیریت فی الواقع برنامه ریزی نیروی انسانی عبارت است از فرآیندی استراتژیک که کسب و جذب- بکارگیری- توسعه قابلیتها و حفظ منابع انسانی سازمان را در نظر دارد.

اصولا مهمترین فعالیت هر سازمان برنامه ریزی صحیح بر روی منابع و انسانها میباشد اگر ما با دیدی سیستماتیک و همه جانبه به مسئله مدیریت منابع انسانی بنگریم برنامه ریزی نیروی انسانی یکی از مهمترین اجزای این سیستم میباشد که کنترلی فراگیر و همه جانبه به مدیریت منابع انسانی میدهد.

 

عوامل یک برنامه ریزی نیروی انسانی:

۱-برآورد- ارزشیابی – بکارگیری و استخدام – جایگذاری مناسب در سازمان با تعداد کافی

۲-استفاده بهینه از نیروی انسانی در سازمان

۳-انگیزش- پاداش- ارج نهادن به ارزشها و خلاقیتهای پرسنل

۴-ایجاد یک سیستم کارآمد آموزش پرسنلی در سازمان

۵-سعی در حفظ پرسنل در سازمان مهمترین مبنا در پیش بینی نیروی انسانی اهداف سازمان است این اهداف سازمانی است که میتواند خط مشی صحیح و حساب شده ای را به تمام سیستمهای جاری در سازمان از جمله سیستم مدیریت برنامه ریزی نیروی انسانی بدهد.

 

بطور کلی ابعاد اصلی سیستم مدیریت منابع انسانی را میتوان چنین تقسیم بندی کرد:

۱-هدف یا هدفهای سیستم (برون دار)

۲-وظایف اصلی و فرعی – خط مشی ها و روشهای مربوط به نحوه انجام وظایف (میان داد)

۳-منابع مادی و انسانی لازم برای انجام وظایف (درون داد)

۴-عوامل داخل و خارجی موثر در سیستم

اهداف سیستم مدیریت نیروی انسانی را میتوان جزئی از اهداف مجموعه ای در نظر گرفت که این سیستم در آن قرار گرفته است و در نهایت پاره ای از اهداف سازمان دانست.

یکی از مهمترین مسائلی که امروزه در رابطه با مدیریت منابع انسانی مورد تاکید فراوان میباشد تحقق سه هدف زیرا است:

۱-تامین نیروی انسانی (کارآ) با حداقل هزینه لازم

۲-تامین اهداف کارکنان و رفع نیازهای مادی و معنویشان

۳-تامین اهداف اجتماعی با توجه به مسائل و رویدادهای محیط اجتماعی سازمان و پاسخگوئی به موقع به این مشکلات و مسائل مربوط به آن

اینکه ما در جهت هدف اول گام برداریم مستلزم استخدام نیروی انسانی مورد نیاز است به نحویکه ظرفیت و توان کاری آنان با خواستها و اهداف سازمان تطابق و هماهنگی داشته باشد.

در این راستا ما باید مقدمتا نیازهای نیروی انسانی مان را بدانیم و اینکه در هر سطح از نیاز کدام نیرو و با کدام توان تجربی و تحصیلی موثرتر میتواند باشد لازمه چنین ارزیابی آن است که در درجه اول ما شناخت دقیق و صحیحی نسبت به مشاغل موجود د سازمان داشته باشیم و برای هر شغل شرح شغلی متناسب بر مشخصات کامل فیزیکی –فکری و مسئولیت خواهی داشته باشیم.

چنین شناختی به ما امکان آنرا میدهد که ویژگیهای مورد نیاز مشاغل هر شغل مشخص را بتوانیم تعیین نمائیم

بطور کلی توانائیها و مهارتهای مورد لزوم هر شغل را در ۵ دسته تقسیم بندی کرده اند

۱-توانائیها فکری

۲-توانائیهای جسمی

۳-مسئولیت

۴-مهارت و تخصص

۵-توانائیهای روحی

بدیهی است که توان مورد نیاز برای هر شغل از هر رده از توانائیهای فوق با توجه به مشخصات آن شغل متفاوت است بطور نمونه برای مشاغل مثل بخاری بیشتر نیاز به مهارت و توانائی جسمی است.

حال آنکه در مشاغل تحقیقی بیشتر مسئله توان فکری و روحی اهمیت دارد از طرفی در رابطه با مشاغلی که بیشتر به توانائیهای جسمی نیاز دارند مسئله توانائیهای فکری چندان حساسیتی ندارد و بالعکس.

….

خرید

202 بازدید